بديع الزمان فروزانفر

835

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

آن بهارى ناز پروردش كند * وين خزانى ناخوش و زردش كند همچنين سرما و باد و آفتاب * بر تفاوت دان و سر رشته بياب همچنين در غيب انواع است اين * در زيان و سود و در ربح و غبين فى لبس من خلق جديد : مقتبس است از آيه‌ى كريمه : أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ . ( مگر ما از آفرينش نخستين درمانديم ، نه ، ولى منكران ، از آفرينش نو ، در غفلت و اشتباه‌اند ) سوره‌ى ق ، آيه‌ى 15 . تفصيل آن را در شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ذيل : ب ( 1144 ) ملاحظه فرماييد . سر رشته را يافتن : بكنايت ، رسيدن به اصل و مبدا ، حل مشكل . غبين : غبن و زيان ديدن در معامله . مخفف : غبينه ، اسم مصدر ، غزالى آن را بدين معنى استعمال كرده است . احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 228 . بعقيده‌ى صوفيان هر چه در عالم فرودين است ، صورت آن به نحوى از اطلاق در عالم مثال و جهان نفوس و عقول و به صورتى مجرد تر در عالم مشيت الهى و مرتبه‌ى اسما و اعيان ثابته وجود دارد و هيچ چيز در مرتبه‌ى دانى و نازل موجود نمىشود مگر آن كه به نحو كمالى مناسب در مراتب عالى موجود است و بنا بر اين ، ابر و آفتاب و باران و روشنى و نظاير آنها در عالم غيب هست و آن چه در جهان فرودين است دم بدم زوال مىپذيرد و باز صورتى از عالم نهان بر آن افاضه مىشود و هم بدين روش ، تجلى حق در مرتبه‌ى جمال و جلال و به صورت قهر و لطف دائم است ، نظير اين مطلب را از اثولوجيا كه بغلط به ارسطو نسبتش مىدهند نقل كرده‌اند ولى مستند ايشان ، آيه‌ى ذيل است : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . ( هيچ چيزى نيست مگر آن كه